بستن
تبلیغات در نی نی وبلاگ
رشوه
سپیدبرفی
انتظار مامان و بابا
تاريخ : 29 / 3 / 1390 | نویسنده : زهرا
بازدید : 80 مرتبه

 سلام گلم

چند روز پیش دقیقا روز تولد حضر علی (ع) بابایی تصمیم گرفت برای شما یه چیز خیلی خوشمل بخره ،  نزدیکای ظهر بود که بابایی گفت پاشو بریم بیرون ولی نگفت کجا . حدس میزد کجا میخواد بره ولی فکرشم نمیکردم که قصد خرید داشته باشه خلاصه با هم راهی خیابون گمرک شدیم و بعد از اینکه سوژه مورد نظر پیدا شد بابایی کلی ذوق کرد و در یک چشم بر هم زدن وارد مغازه شد و فورا خریدشو انجام داد . بلههههه بابایی جون براتون یه موتور خیلی  خیلی خوشگل خریده بود . 

 اگه بدوني بابايي با چه ذوق و شوقي موتور و آورد خونه و تنظيمش كرد و وقتي راهش انداخت كلي ذوق ميكرد و قربون صدقت ميرفت ، هر كي نميدونست فكر ميكرد كه فسقليش سوار موتوره و بابايي اينطوري براش ذوق ميكنه و قربونش ميره . قيافش خيلي ديدني بود يه برق خواستي توي چشماش بود. اون لحظه از خدا خواستم كه هر چه زودتر بياي پيشمون و بابايي رو خوشحال كني . 

فسقلي داريم بهت رشوه ميديم كه زودتر بياي پيش مامان و باباييچشمکخجالت  

ماماني ببين بابايي چقدر دوست داره رفته برات موتور خريده كه امدي بري با موتورت بازي كني و كلي كيف كني ببين چقدر به فكرتيم پس زوتر بيا كه ما خيلي چشم براهتيم گلم

 

اینم عکس موتورت عزیزم 

موتور

 

 



موضوع :
درباره وبلاگ

این وبلاگ همدم تنهایی منه امیدوارم با امدنت این تنهایی به پایان برسه

آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 5 نفر
بازديدهاي امروز : 12 نفر
بازديدهاي ديروز : 40 نفر
بازدید هفته قبل : 108 نفر
كل بازديدها : 7974 نفر
امکانات جانبی
موس ساعت و تاريخ ************************

ترانه دریافت همین آهنگ
بارش <--Start Cod ZibaSazi By www.RoozGozar.com-->

ابزار متحرك زیباسازی وبلاگ


<---End Cod ZibaSazi By www.RoozGozar.com--->